دریاچه سوها وآبشار لاتون و روستای کوته کومه 

 سوها نام آبگیری کوچک در حوالی روستایی به همین نام در فاصله حدود 35 کیلومتری شرق شهر اردبیل است. این منطقه که در واقع نقطه شروع جنگل های استان گیلان است با داشتن آب و هوایی خنک بسیار مورد توجه طبیعت دوستان آن منطقه واقع شده است. 

آبشار لاتون نیز به عنوان یکی از بلندترین آبشارهای ایران با ارتفاعی نزدیک به 100 متر در دل جنگل های گیلان و در مسیری بدون دسترسی اتومبیل واقع شده است. مسیر دسترسی به این آبشار از طریق روستای کوته کومه است.
مسیر دسترسی به این آبشار از سمت سوها، مسیری مشکل تر و طولانی تر از مسیر اصلی آن اما در نهایت زیبایی و بکر بودن است.


 

 



2- مسیر پیاده روی این جنگل حدود 15 ساعت بوده که ترکیبی از کوه نوردی و جنگل نوردی در مسیرهای سنگین و سبک می باشد. کل مسیر در 2 روز با پیاده روی حدود 8-9 ساعت برای روز اول و 5 تا 6 ساعت برای روز دوم طی خواهد شد لذا آمادگی بدنی و تجهیزات مناسب برای این سفر لازم است. لازم به ذکر است یکی از دشواری های این مسیر تغییر ارتفاع زیاد آن (حدود 1800 متر) در طی 2 روز می باشد.
 
اطلاعات فنی مسیر روز دوم




 
اطلاعات فنی مسیر روز سوم



 محل های اقامت شبانه؛ محیط جنگلی و ییلاق های فصلی بوده و دارای امکانات رفاهی نیستند. امکان خرید مایحتاج نیز در طول مسیر وجود ندارد. در طول مسیر چشمه های آب وجود دارد و در صورتی که حساسیت به خوردن آب این چشمه ها ندارید نیازی به حمل آب زیاد نیست.

 هوای جنگل های شمال و به خصوص منطقه مورد نظر ما به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست و لحظه به لحظه احتمال تغییر آن وجود دارد. آمادگی ذهنی کافی برای برخورد با انواع آب و هواها و به خصوص بارندگی های تند را داشته باشید. حتما و حتما یک پانچو مرغوب تهیه کنید.

 با توجه به احتمال خیس بودن هیزم های منطقه، لطفا یک شعله مناسب همراه داشته باشید.














باتشكر از مطالب و عكسهاي وبلاگ كوهيار 



تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 19:23 | نویسنده : یوسف شاهماری |

از شمار دو چشم یک تن کم / ازشمار خرد هزاران بیش


 عاصم اردبیلی

 

استاد صالح عاصم کفاش معروف به پرویز که در شعر عاصم تخلص می‌کرد روز 13 دی ماه 1320 در محله قدیمی جمعه مسجد اردبیل در خانه پدربزرگ فقیدش شادروان غلامعسگر عاصم کفاش که از خادمین دربار حسینی و شاعری دلسوخته و بی‌تکلف بوده قدم به جهان هستی گذاشت. پدر مرحومش اسمعلی دارای ذوق ادبی بود و در راسته کفاشان بازار اردبیل به کفاشی اشتغال داشت.

 

صالح عاصم تحصیلات ابتدایی را در دبیرستان سنایی واقع در کوچه حسن‌آباد و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان پهلوی و صفوی به پایان رسانید.پس از انجام خدمت وظیفه وارد تربیت معلم تبریز شد و پس از گذراندن دوره آموزشی یک ساله به زادگاه خود بازگشت تا به عنوان معلم استخدام شود و در دبیرستان‌های اردبیل به تدریس پرداخت.وی در سال 1353 به دانشسرای عالی تهران راه یافت و در رشته زبان و ادبیات زبان انگلیسی به اخذ مدرک لیسانس نائل گردید.

 

عاصم علاوه بر مهارت در مراثی غزل‌های اجتماعی و چهار پاره‌های هجایی، منظومه‌های شیوایی به صورت بحر طویل دارد که از آن جمله‌ می توان به قطعه سوری با نام جهنمده بیتن گول (گل روئیده در جهنم) و شیخ محمد (ایکینجی بهلول) اشاره کرد. قانلی سحر، یارالی دورنا، نیسگیللی گولوشلر و ... از آثار ماندگار این شاعر محبوب و خوشنام اردبیلی است. اسفندماه سال قبل با حضور میهمانان داخلی و خارجی آئین نکوداشت باشکوهی برای این شاعر مردمی  برگزار شد

 

پیکر این شاعر فقید  از کنار مزارشهدای گمنام دانشگاه آزاداسلامی اردبیل با حضور مردم فرهنگ‌پرور اردبیل و درمیان اشک وآه خیل مشتاقان  ودوستداران این شاعر و ادیب فاخر اردبیلی تشییع و درقطعه مفاخر بهشت زهرای اردبیل  آرام گرفت .

 

 

 

نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه و استاندار اردبیل به مناسبت درگذشت شاعر استاد عاصم اردبیلی پیام تسلیتی صادر کردند. در بخشی از پیام تسلیت مشترک امام جمعه و استاندار اردبيل به مناسبت درگذشت عاصم اردبيلي آمده است: هنرمندان آگاه آیینه داران جلوه فطرت الهی و تعهد انسانی هستند و چنین هنری و چنین هنرمندانی راه به سرچشمه بقای جاودان برده اند و تا فطرت و ایمان زنده است در عالم عقول و اندیشه ها زنده خواهند بود.

 

در پیام تسلیت مشترک حجت الاسلام سیدحسن عاملی و مجید خدابخش آمده است: شاعر فقید و ادیب جلیل القدر استاد عاصم اردبیلی که عمر گرانبها و پربار خود را در این مسیر پربرکت به تعلیم و تربیت نفوس و تنویر افکار و قلوب فرزندان این دیار و همروزگاران خویش سپری کرد راه فطرت ، ایمان و اخلاق را پیموده و با هنر و شعر خود نگهبان ارزش های اصیل انسانی و الهی در جامعه و شایسته بهترین تکریم ها و تقدیرهاست.امام جمعه و استاندار اردبیل در این پیام درگذشت این شاعر برجسته را به خانواده شاعر ، دوستداران این شاعر مردمی و متعهد و قاطبه اهالی فرهنگ و ادب منطقه به ویژه دارالارشاد اردبیل تسلیت و تعزیت گفته اند.

 

 

 دستگاه های فرهنگی مختلف استان اردبیل نیزدر بیانیه ای درگذشت استاد عاصم اردبیل را تسلیت گفتند در این بیانیه آمده است: درگذشت ناباورانه فرزند شایسته دارالارشاد و دارالامان اردبیل، چهره مردمی و نام آشنای کشور استاد فرزانه و فرهیخته صالح عاصم کفاش اردبیلی مایه اندوه و تاثر فراوان اهالی فرهنگ پرور و حسینی اردبیل، جامعه فرهنگی و ادبی استان و اصحاب فرهنگ و هنر شد.

 

در ادامه این بیانیه آمده است: استاد عاصم اردبیل که دلش از آئینه بود و چشمانش از جنس باران، خیالش به سان پرنده ای بلند آشیان بود. دلش آبی و آرام از دیوارهای آسمان بالا می رفت و ابر باران زای صمیمیت بر صفحات کتاب های ماندگارش می بارید. قلم بیانگر اندیشه شکوفای او بود و نگاه عمیقش بیانگر عشق و ارادت او به آستان مقدس اهل بیت (ع) و مردم با وفای اردبیل است.

 

این بیانیه خاطر نشان کرد: عاصم اردبیلی نمادی بلند از فرهنگ و ادب دیار همیشه سرافراز اردبیل است که روح ایمان و عشق را در شعر مردمی و اجتماعی جاری و ساری ساخته است او نیک می دانست که قلم مانان سرمایه آسمان فرهنگ و هنر است که از ذهن خلاق از پاکی وجود و تبلور حقیقی احساس است او فرزند شایسته سبلان سرافراز است که با جانمایه عشق و ایمان، جلوه های عشق و دلباختگی مردم این سامان را به نیکی بر صفحه های کتاب هایش نقش بسته و شکوهی عظمت آفرین به ادبیات این دیار سرافراز بخشیده است.

 

گفتنی است، این بیانیه از طرف شورای فرهنگی عمومی استان، اراده کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و ادارات تابعه شهرستان ها، انجمن های فرهنگی و هنری استان، کانون های فرهنگی هنری مساجد استان، مراکز انتشاراتی، چاپ و کانون های تبلیغاتی استان، خانه مطبوعات استان و اصحاب فرهنگ و هنر و ادب استان اردبیل صادر شده است.



تاريخ : جمعه شانزدهم خرداد 1393 | 13:8 | نویسنده : یوسف شاهماری |

نشر شاهد مجموعه اشعار شهید «پرویز بدلی سوها» را منتشر کرد

» سرویس: فرهنگ حماسه - حماسه
parviz.jpg

کتاب مجموعه اشعار فارسی و آذری شهید «پرویز بدلی سوها: با عنوان «تپش لحظه‌ها»منتشر شد.

به گزارش ایسنا، کتاب تپش لحظه‌ها مجموعه اشعار فارسی و آذری شهید پرویز بدلی سوها است که نشر شاهد بنیاد شهید آن را چاپ و منتشر کرده است.

این کتاب در 239 صفحه در دو بخش اشعار فارسی و اشعار آذری هر کدام در چهار دفتر شعر نو، دوبیتی، رباعی، غزل و مثنوی به اهتمام جانباز و شاعر اردبیلی شهاب الدین وطن‌دوست با همکاری و حمایت اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اردبیل به چاپ رسیده است.

کتاب شهید بدلی سوها روز چهارشنبه (21 اسفند ماه 92) در آستانه 22 اسفند روز بزرگداشت شهدا در سالن فرهنگی و هنری فدک اردبیل با حضور خانواده‌های معظم شهدا و ایثارگران و مسئولان رونمایی می‌شود.

پرویز بدلی سوها فرزند نورالله، خرداد سال 1344 در روستای سوها از توابع شهرستان نمین به دنیا آمد.دوران خردسالی خود را در روستا سپری کرد اما وقتی به سن مدرسه رفتن رسید همراه خانواده به شهر اردبیل نقل مکان کرد. سال 1351 در مدرسه ابتدایی انوری تحصیلات خود را آغاز کرد و سال 1364 موفق به کسب دیپلم اقتصاد شد.

طبق گفته مادرشف از هفت سالگی نوحه‌سرایی می کرد و متن نوحه‌هایش را هم خودش می‌نوشت.

در ایام مبارزات انقلاب اسلامی و بعد از آن فعالیت گسترده‌ای در راهپیمایی‌ها داشت و از اعضای فعال بسیج به شمار می‌رفت. سال 64 برای سپری کردن دوران مقدس خدمت سربازی به ارتش پیوست و در جلفا مشغول خدمت شد و سال 66 خدمت سربازی خودش را به پایان برد. اما روح بزرگش تاب ماندن نداشت و پیوسته ذکر می‌کرد: من لیاقت شهادت را ندارم و گرنه شهید می‌شدم. تا اینکه خرداد 66 از طریق سپاه پاسداران و لشکر 31 عاشورا به صورت بسیجی راهی منطقه جنوب اعزام شد.

پرویز سرانجام در مرحله اول «عملیات بیت‌المقدس 2»، بهمن‌ماه سال 1366 در منطقه عملیاتی سلمانیه به شهادت رسید و پیکر مطهرش بعد از گذشت هشت سال از شهادتش در منطقه ماووت عراق، به زادگاهش بازگشت و در گلزار شهدای بهشت فاطمه به خاک سپرده شد.

بخش‌هایی وصیت نامه شهید:

اعلام می‌کنم که بنده بر گردن احدی حقی ندارم و اگر هم حقی بر ذمه کسی داشته باشم بخاطر خدا که بسیار بخشنده و مهربان است، تماما و کمالا حلال می‌کنم. با این امید که دیگران نیز اگر حقی بر گردنم دارند مرا حلال کنند. ضمنا مبلغی بدهی داشتم که در ضمیمه این وصیتنامه چگونگی پرداخت آنها را قید کرده‌ام. امیدوارم هر کسی خبر مرگم را بشنود مرا به بزرگی خود و بخاطر جلب رضایت خداوندی ببخشد تا روحم در عذاب تضییع حق الناس معذب نگردد. پدر عزیزم از بدو تولد مایه درد سرت بودم، امیدوارم حلالم کنی و از من بگذری. من حقی بر گردنتان نداشتم.

بخاطر علی اکبر حسین(ع ) به وصیتنامه‌ام عمل کن، باشد که خدا بخاطر مقام سالار شهیدان بر تو رحمت آورد و بر من ببخشاید. مبادا بر من گریه کنی، مگر گریه‌ای آگاهانه، از روی خشم، سرشار از تنفر از یزیدیان، مملو از اشتیاق تداوم راه، ملتهب از آتش انتقام. گریه‌ای حرکت آفرین. حتی لحظه‌ای بر مقام خویش مغرورمباش که من لایق آن نیستم تا شهیدم خطاب کنند.

در نمازهای جمعه و جماعات شرکت کن که واجب است و رسانیدن پیام شهدا بر همه در جمع و جماعات میسر است.

اگر شیفته حسین و پیرو تشیع سرخ علوی هستی، چون حسین از من(و سایر فرزندانت) بگذر که این همه هدایای ناچیزی هستند بر پیشگاه پروردگار با عظمت.

مادر مهربانم، شیرزنی که مقام خویش را به خوبی درک می‌کنی، دریغ است از تو که با رنج متولد شده، با رنج زندگی کرده و با رنج پیر شده‌ای بر رنجی دیگر که اجری عظما در بر دارد صبور نباشی. صبر پیشه کن، بر من گریه نکن که گریه بر حسین بن علی(ع ) واجب‌تر است. برادران عزیزم، یکایک حلالم کنید.



تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 | 22:42 | نویسنده : یوسف شاهماری |
سلام دوستان امروز دلم هواي روستايمان سوها را كرده ياد دوران بچه گيم افتادم كه با ميني بوس آقا مير عزيز ويا آيت به روستايمان مي رفتم و بعضي موقع اتوبوس كدخدا بهمن هم بود 

براي رسيدن به دهمان از هفت يا هشت تا روستا مي گذشتم و همه جا پر از كشتزار و سبزه بود از روستاي گرمه چشمه و نيارق كوهها شروع مي شدو يه احساس خوبي به من مي داد حوالي روستايمان تا خانه مادر بزرگ دو طرف جاده باغ بود و درختان چنار صف كشيده بودند واقعا چه روزهاي خوبي بود

پدرم عصرها من را به كافه عمو محبوب مي برد و پير مرد با آن نگاه تبسم آميزش با من خوش و بش مي كرد و چايي گرمي برام مي ريخت همه مردم روستا با احترام خاصي با من صحبت مي كردندچون من در آنجا به دنيا آمده بودم در كوچه هاي روستا گاهي عمو ببير رامي ديدم باهم سلام عليك مي كرديم خيلي دوستش داشتم يا در موقع رفتن به كشتزار عمو دولت را مي ديدم و مي گفتم الله قوت وئرسين و او هم در حالي كه داس در دستش گندمها را درو مي كرد مي گفت ساغ اول

حالا هر سه به رحمت خدا رفته اند و من احساس مي كنم كه چه دوران طلايي داشتم و كاش باز هم زنده بودند و بيشتر مي ديدمشان 

پدرم مي گفت عمو محبوب هفت سال بيمار بود و پسرش و عروسش بخوبي ازش مراقبت كردند خدا عمرشان و اجرشان بدهد و مي گفت كه پسرخاله مادرش بوده

تبسمش و نگاه گرمش هرگز از يادم نمي ره و خودم را نكوهش مي كنم كه مشغله هاي زندگي و دوري باعث شدكه ندانم بيمار است و به عيادتش بروم

دوران كودكي ام چقدر قشنگ بوده خدايا .

از اين به بعد سعي خواهم كرد كه خاطراتم را بنويسم



تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 22:23 | نویسنده : یوسف شاهماری |

سه برادر نزد امام علی عليه السلام آمدند و گفتند ميخواهيم اين مرد را که پدرمان را کشته قصاص کنی. 
امام علی (ع) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟

آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. يکی از شترهايم شروع به خوردن درختی از زمين پدر اينها کرد، پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان ضربه زدم و او مرد.

امام علی عليه السلام فرمودند: بر تو حد را اجرا ميکنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت دهيد. 
پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی بجا گذاشته پس اگر مرا بکشيد آن گنج تباه ميشه، و به اين ترتيب برادرم هم بعد از من تباه مي شود. 
اميرالمومنین (ع) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را ميکند؟ 
مرد به مردم نگاه کرد و گفت اين مرد. 
اميرالمومنين (ع) فرمودند: ای اباذر آيا اين مرد را ضمانت ميکنی؟
ابوذر عرض کرد: بله. اميرالمومنين 
فرمود: تو او را نميشناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا ميکنم! 
ابوذر عرض کرد: من ضمانتش ميکنم يا اميرالمومنين. 
آن مرد رفت . و سپری شد روز اول و دوم و سوم ... 
و همه مردم نگران اباذر بودند که بر او حد اجرا نشود... 
اندکی قبل از اذان مغرب آن مرد آمد.
 و در حاليکه خيلی خسته بود، بين دستان اميرالمومنين قرار گرفت 
و عرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون زير دستانت هستم 
تا بر من حد را جاری کنی. امام علی (ع) فرمودند: 
چه چيزی باعث شد برگردی درحاليکه ميتوانستی فرار کنی؟

آن مرد گفت: ترسيدم که بگويند "وفای به عهد" از بين مردم رفت...

اميرالمومنين از اباذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟

ابوذر گفت: ترسيدم که بگويند "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم رفت...

اولاد مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از او گذشتيم... اميرالمومنين عليه السلام فرمود: چرا؟

گفتند: ميترسيم که بگويند "بخشش و گذشت" از بين مردم رفت...

و اما من اين پيام را برای شما فرستادم تا نگويند "دعوت به خير" از ميان مردم رفت....



تاريخ : شنبه نهم آذر 1392 | 19:53 | نویسنده : یوسف شاهماری |

گولوستاندا آچيب گوللر      حسينيم واي حسينيم واي 


سلام دوستان باز هم ماه محرم آمد و سياه پوش شديم عزاداري براي امام حسين و يارانش عشق به همه خوبيهاست من اين عزاداري را به مردم روستاي سوها و نيارق و همه دوستداران آن حضرت تسليت مي گويم



تاريخ : سه شنبه چهاردهم آبان 1392 | 21:35 | نویسنده : یوسف شاهماری |
جدیدترین نوشته آقای محمد اوجاقی نیارق

جدید ترین نوشته محمد علی اوجاقی نیارق در قالب کتاب با نام ” هرقاپیدان بیر سوز ” منتشر و در دسترس علاقمندان قرار گرفت.

آقای محمد علی اوجاقی نیارق نویسنده ، پژوهشگر و شاعر توانای نیارق هستند که در دنیای مجازی نیز با  نام ” نیارق پژوهی “ فعالیت مینمایند . ایشان با انتشار بسیاری مقالات در نشریات  کشور خصوصا نشریات اردبیل دین خود را نسبت به خواستگاه خویش باغرو و اردبیل ادا نموده و اخیرا نیز کتاب ” تاریخ منطقه ” را در دست تالیف دارند .

کتاب جدید ” هرقاپیدان بیر سوز ” همانگونه که از نامش پیداست خاطرات و حکایات و اشعار حکمت آموزی است که سینه به سینه نقل شده و اکنون از هر دری توسط مولف گرد آوری و در دسترس خوانندگانش قرار داده است .

البته ناگفته نماند طبق شنیده های قبلی که علاقمندان به نوشته ها ، و اشعار ایشان بیان میکردند نام این کتاب به عنوان ” هر قاپیدان بیر سوز     هر اوجاقدان بیر کوز ” بوده است.

با آرزوی موفقیت برای آقای محمد اوجاقی

منبع : سایت نیارا



تاريخ : دوشنبه هشتم مهر 1392 | 21:43 | نویسنده : یوسف شاهماری |

جنگل ابر از قدیمی‌ترین و زیباترین جنگلهای ایران است که با گونه‌های گیاهی و جانوری نادر، یکی از منحصر به فردترین زیست بوم های ایران محسوب می‌شود.این جنگل در حدود ۵۰ کیلومتری شمال شرق شهر شاهرود در استان سمنان و در مسیر جاده شاهرود به آزادشهر و در استان گلستان  در پشت روستای ابر قرار دارد.

به دلیل این که در اغلب مواقع فضای این جنگل را اقیانوسی از ابر فراگرفته به این نام مشهور است. در این جنگل ابرها آنقدر به درخت‌ها نزدیکند که به‌نظر می‌رسد جنگل بر روی ابرها سوار است و می‌توان در میان ابرها گشت و گذار کرد و به باور بسیاری از گردشگران یکی از زیباترین چشم‌اندازهای طبیعت ایران محسوب می‌شود.


 


 

 

 

 اهمیت جنگل ابر به سه دلیل برای دنیا اهمیت دارد:

  • دوم اکوتن این ناحیه دارای اهمیت است؛ یعنی مرز میان‌بند بین دو اکوسیستم منطقه نیمه بیابانی و جنگلی است. به‌طوریکه می‌توان در جنگل‌های این ناحیه درختان سوزنی‌برگ را در کنار درختان پهن‌برگ دید که این امر در گونه‌های جانوری هم تاثیرگذار بوده است.
  • سوم جغرافیای خاص منطقه که دو منطقه کم ارتفاع و بلند را در کنار هم قرار داده است دارای اهمیت است؛ به‌طوری که شاهد تشکیل اقیانوس ابر در این منطقه هستیم که پدیده کم نظیری در دنیا محسوب می‌شود.

افزون بر زیبایی طبیعی و اقیانوس ابرهای در دسترس، مشخصات کم‌نظیری مانند وجود گونه‌های متفاوت گیاهان چوبی به همراه گونه‌های گیاهی بسیار نادری مانند راش، بلوط، توسکا، نارون، گیلاس وحشی، بارانک، سرخدار،نمدار و مانند آن‌ها این قابلیت را پدید آورده که این اراضی همچون موزه‌ای زنده برای جذب گردشگران داخلی و خارجی مورد استفاده قرار بگیرد. بخشی از گردشگران خارجی این منطقه، گیاه‌شناسانی هستند که برای دیدن گونه‌های نادر گیاهی موجود در جنگل‌های هیرکانی به ایران می‌آیند و دسته دوم، گردشگران عمومی هستند که اغلب از کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه می‌آیند.


موقعیت جغرافیایی

جنگل زیبا و خوش‌آب و هوای ابر با ۳۵ هزار هکتار وسعت در ادامه جنگل‌های سرسبز شمال کشور است.

این جنگل مانند تاجی بر بلندی رشته کوه‌ها در امتداد قله ۴ هزار متری شاهوار و بعد از عبور از باغ‌های بسطام خودنمایی می کند. این جنگل در استان سمنان و در نزدیکی در مجاورت روستاهای ابر، شیرین‌آباد و خاک‌پیرزن واقع شده و تقریباً مرز استان سمنان و استان گلستان است.


با تشكر از دوست عزيزمان آرشام



تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد 1392 | 19:41 | نویسنده : یوسف شاهماری |
شَهید یک لفظ تجلیلی است، و برای کسانی به کار می‌رود که در راه اجرای فرمان دینی خود را فدا کرده‌اند، یا به خاطر دفاع از عقیده خود یا دفاع از مرزهای حکومت دینی جان خویش را از دست داده‌اند. شهادت در دین اسلام به‌معنای کشته شدن در راه خدا است. و در اسلام شهید به کسی گفته می‌شود که جان خود را در راه خدا فدا کند. واژه شهید در این دین دارای تقدس خاصی استشهيدان زنده اند و در محضر خدا هستند

روستای سوها دوازده شهید دارد که سه تن از آن ها در روستای سوها به خاک سپرده شده اند.
اسامی شهدای روستای سوها عبارتند از:

اباذر بوذری

احمد دادخواه

بهروز داداشپور

پرویز بدلی

سلامت حبیب زاده

سلیم سیدنظیری

صمد شهابی

فریدون زارعی

قادر نوبخت سوها

مختار مقیمی

نعمت شهابی

ولی جعفرنژاد



تاريخ : شنبه هشتم تیر 1392 | 19:49 | نویسنده : یوسف شاهماری |
دوستان گلم سلام

بارديگر بهار آمده همه جا سرسبز شده 

و عطر گلها در فضا پيچيده كوهها سرسبز شده اند 

رودخانه ها پر آب و حيات جان تازه اي گرفته

حس مي كنم خدا را با تمام وجود و اورا از ته دل سپاس مي گويم

   



تاريخ : پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 | 23:39 | نویسنده : یوسف شاهماری |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.